|
امشب به سوگ ارزوهايم نشسته ام و در غم نبودنت اشك فراق مي ريزم... امشب شمع حسرت ارزوهاي بر باد رفته ام ذره ذره اب ميشود... امشب براي مرگ ارزوهايم لباس سياه پوشيده ام ... كاش امشب كسي براي عرض تسليت به خانه دلم مي امد... كاش امشب تو بودي و دلداري ام ميدادي و دفتر كال ارزوهايم را ورق ميزدي ... اما...اما افسوس كه تو نيستي و زندگي بي تو قشنگ نيست به تو عادت دارم مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت و تو هر لحظه كه از من دوري، من به ويرانگري فاصله مي انديشم در كتاب احساس واژه فاصله يك فاجعه معنا شده است تو توانايي آنرا داري كه به اين فاجعه پايان بخشي + نوشته شده در 87/11/09 7:59 توسط نیما |
|