|
نگران نباش من آنقدر امروز و فرداهاي نيامدن را ديده ام که ديگر هيچ وعده ي بي سرانجامي خواب و خيال آرزويم را آشفته نمي کند! حالا ياد گرفته ام که فراموشي دواي درد همه ي نيامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست. ياد گرفته ام که از هيچ لبخندي خيال دوست داشتن به سرم نزند ... ياد گرفته ام که بشنوم: تا فردا ... و به روي خودم نياورم که فرداها هيچ وقت نمي آيند. + نوشته شده در 87/12/12 9:23 توسط نیما |
|